چند روش برای مقابله با ترس
چند روش برای مقابله با ترس
چند راه و روش روانکاوی همراه با طنز برای مقابله با ترسها و هراسهايتان
۱/ ترسهای بروني: مانند ترس از جلوی جمع حرف زدن، از رييس ترسيدن و يا جواب رد شنيدن از دختر يا پسري. از خجالت يا ترس سرخ شدن، تکون نخوردن و همچنين هراسهايی مانند اگورافوبی يا ترس در ميان ادمها و جمعيت بودن(Agoraphobie)، کلاستروفوبی و يا ترس در اسانسور و جاهای بسته گير افتادن و يا ترس و فوبی از حيوانات.
بهترين راه برای از بين بردن ترس در برابر جمع حرف زدن و يا در کنفرانس حرف زدن(Lampenfieber,stage fright) اينه که وقتی وارد سالن ميشی و يا جلوی جمع قرار ميگيري، تصور کنی که همه اونها هراس دارند و نگرانند که دربارشون چی فکر ميکني، چطوری نقدشون می کني. يعنی همه هراسهای خودتو به اونا انتقال ميدی و فراافکنی ميکني. راه راديکالتر اينه که همه را لخت تصور کني. اگه بازم ترس داشتی حرف بزني، اونموقع تصور کن که پاهاشونو که روهم انداختن و يا اين پا اون پا می کنن، بخاطره اينه که جيش دارن ولی از ترس تو که ناراحت نشي، بيرون نمی رن. اونموقع با اقتدار براشون راحت صحبت ميکنی و حتی بهشون رحم ميکنی و بهشون حال ميدی و لبخند ميزني. همينکارو نيز با معشوقی کنيد که مسحورتون کرده و جلوش به تته پته می افتيد و حرفتون يادتون ميره. تصور کنيد وقتی می خواهيد بهش تقاضای شام يا رقص مشترک بديد، يک چشمش چپه و يا اينکه حواسش نيست پيرهن نپوشيده. راحتتر تقاضا ميکنيد. برای ترسهايی مثل فوبيها چه از هراس از محيط بسته و يا هراس از جانور يکی از راهها اينه که خودتونو در يک حالت زيبا و لذت بخش تصور کنيد، مثلا در کنار دريا و اونموقع اجازه بديد که جای بسته يا تصوير ماری که ازش ميترسيد، هی به اون کنار دريا و لحظه زيبا نزديکتر بشه و بخشی از اون لحظه لذت بخش شود و با ان پيوند بخورد. اين روشو بهش ميگن روش عدم حساسيست سيستماتيک(Systemische Desensibilisierung). با اينکار کم کم می تونيد وارد جمع بشيد و يا به مار دست بزنيد، زيرا در ذهنتون با يک خاطره خوب و زيبا پيوندش داديد و شرطی شده ايد، يعنی در واقع شرطی بوديد، چون مار يا مکان بسته را با يک حادثه نامطلوب مانند کتک خوردن يا نيش خوردن پيوند زده بوديد و يا واقعا قبلا چنين چيزی را تجربه کرده بوديد و اين تجربه در ذهنتان با اسانسور يا مار تداعی معانی شده است. بدينخاطر نيز تا مکان بسته ای می بينيد و يا اسم مار ميشنويد، (بلانسبت) مثل سگ پاولف شرطی عکس العمل نشان ميدهد.(البته از تشبيه ناراحت نشويد، زيرا بقول رفتارگرايان همه ما سگ پاولفيم. البته من مدل شيری و مدرن هستم) . حالا نيز شرطی برعکس عمل می کنيد و ديگه چون موضوع ترسناک با يک حادثه مطلوب پيوند خورده، ميتونيد بدون ترس بهش فکر کنيد و يا بهش نزديک شيد و عمل کنيد. طبيعتا بنا به قدرت فانتزيتون و سليقه تون ميتونيد اين موضوعات ترسناک را با اون چيزهای لذت بخشی پيوند بزنيد که خيلی بهتون حال ميده. ابتدا اينکار را در ذهن و سپس کم کم يا گاماس گاماس در واقعيت بايد انجام دهيد و به حالت ترسناک نزديک شويد و انرا اينگونه نو و لذت بخش تجربه کنيد.بهترين حالت کمک گرفتن از از روانکاو رفتارگرا يا روانکاوهای توانای ديگر در اين مسير است. يک روش ديگه در برابر ترس از حيوانات يا فوبيهای مختلف اينه که بجای کم کردن حساسيت برعکس ان را کنيد. يعنی اگه از عنکبوت و يا جای بسته می ترسيد. تصور کنيد که تو تختيد و يکدفعه يک عنکبوت مياد تو تخت ات ولی نمی تونی در ري، خودتو عقب ميکشي، يکدفعه ده تا عنکبوت ديگه مياد تو تخت ات، تا اخر که تمام تن و تخت ات پر از عنکبوت ميشه. اين روشو بهش ميگن <مداخله پارادکس>(Paradoxe Intervention). البته مواظب باش سکته نکني. يعنی بايد ارام تو اين روش پيش بري. مهم اينه که بعد از مدتی که عنکبوتها زياد شدن، بخودت ميگی يا اين حالت را حس ميکنی که :<اب از سر گذشت، چه يک من ، چه صدمن پس بی خيال. ديگه چرا از يک عنکبوت بترسم وقتی اينهمه را تحمل کردم>. همين کارو با خودت بکن وقتی از جواب رد شنيدن از جنس مخالف هراس داري. جلوی آينه وايسا و تصور کن که هزارتا جواب رد تو يکروز ميگيري، بعد برو سر قرارت. <خوب هزارويکی بشه که ديگه چيزی عوض نميشه. يعنی اون هزارتا را تحمل کردي، حالا يعنی همين اين يکی اذيت ميکنه>. اينطوريه که بخودت ميگی زکی برو بريم سر قرار .ديگه از چی بترسم و نرسيده لبو گرفته اي سرقرار.( البته اگه خوش تيپ نيستي، اين قسمت اخر و لب گرفتن را فاکتور بگير، چون ممکنه ايندفعه بجای ترسيدن، يک سيلی بخوری و به عنوان مزاحم پررو به پليس معرفی بشي)
۲/ ترسهای درونی: مثل تصوير هيولاها که در خواب يا در خواب/بيداری بسراغ ادم مياد و يا تصورات هراسناک درباره فاجعه برای زندگی خويش و نزديکان و يا حس انکه هرلحظه برات اتفاقی ممکنه بيافته و داغان شي.
همون روشهای عدم حساسيت و يا مداخله پارادکس را ميتوانی اينجا نيز بکار ببری و يا بهتر بگويم همه روشهای بالا را. اما اينجا می توانی کارهای ديگه ای نيز بکني. مثلا وقتی هيولايی تو ذهنت می اد که يکدفعه سنگ ميشی و نمی تونی از ترس حرکتی بکنی و يا احساس می کنی که او ن هيولا مثل بختک به جونت افتاده و داره تو چشمات نگاه می کنه و نمی تونی تکون بخوري، بهترين کار اينه که يک حالت مسخره به هيولا بدي. يعنی مثلا وقتی زل زده، يک عينک قطر ۵سانتيمتری و کلفت رو چشاش ببين و نگاه کن که همزمان فين فين هم ميکنه. يعنی زل زدنش بخاطر کوريشه يا چشاش باباقوری داره. وقتی احساس ميکنی که عنکبوتی بزرگ دنبالت راه افتاده ميخواد بخوردت، بپاهاش کفش پاتيناژ ببند تا مرتب ليز بخوره. مسخره ساختن يک هيولا و تصوير وحشتناک بهترين حالت رهايی خويش از حالت ترس است، زيرا حالت ترس عموما به معنای حبس نفس و اسير يک نگاه و لحظه شدن و از دست دادن رابطه خويش با ديگری و محيط اطراف است. به اينخاطر در لحظه ترس ادمی خودشو بسيار کوچکتر از معمول احساس ميکنه. با طنز يکدفعه دوباره نفس کشيدن راحت ميشه و اون سنگينی بر قلب و روح سبک ميشه و لحظه ديگر ترسناک نيست. مهم اين است که ببيني، اين قدرت فانتزی توست که داره می ترسونتت و در جهان فانتزی تو هم می تونی با فانتزی با فانتزيهای ترسناکت بازی کنی و انها را به چنگ اوري، خندان و لذت بخش کني. يعنی سرور جهان فانتزی ات ميشوي. از حالت طنز ميشود حتی در لحظه های واقعی نيز مانند در درگيريهای خانوادگی و يا در بيرون که خطر خشونت در حال زياد شدنه و ترستون بيشتر ميشه استفاده کيند. در چنين شرايط ترسناک و خطرناکی گاه يک حرکت طنز اميز و مسخره، ولی نه بشکل تحريک اميز، ميتونه محيط خشونت اميز و ترسناک را عوض و ارام کند.
اما همه اين راهها که بعضيهاشون برای مکاتبی مثل رفتارگرايی بهترين راههای برخورد به ترس و هراسه، در واقع برای من و نگاه من برای اينه که شما ترستون را از ترس از دست بدهيد. مشکل اساسی در برابر ترس و هراس، مشکل <ترس از ترس> است، زيرا هر ترس و هراسی راهی و گذرگاهی بسوی شادی و بلوغی نوست، پس بايد با ترس خويش به گفتگو بنشينيد و انگاه همراه با او و با استفاده از خرد ترستان که بشما ميگويد، کجا و چه راهی خطرناک است و چه راهی بهتر و بی خطرتر، سرانجام از درون کوير زندگيتان رد شويد، بی انکه در مسير از بين رويد، تا سرانجام به واحه و سبزی بعد از کوير و وصال يا بلوغ بعد از هفت خوان خويش دست يابيد. برای اينکار اما ابتدا با استفاده از قدرت فانتزی و طنز و با اين شيوههای بالا خود بر ترستان چيره شويد و خود را کمی قدرتمند احساس کنيد. اما اگر منطق و خرد ترستان را درک نکنيد، او به شيوههای نوينی و در قالب ترسهای تازه ای بر ميگردد. پس انگاه که از مار واقعی ويا مارخيالی هراس داريد، با شيوههای بالا بر هراس خويش چيره شويد و سپس در درون تنهايی خويش و يا بکمک روانکاوی ماهر با تصوير مار خويش و با مار خيالی خويش به گفتمان نشينيد، تا علت حضور و نيز خواست او را درک کنيد و با جذب قدرت و نياز مار خويش انگاه به بلوغی نو و قدرتی نو دست يابيد. اينگونه نيز با گفتمان با مار خيالی خويش سرانجام به خرد نوی خويش و نيز مهره مار خويش دست يابيد و با اين جذابيت جديد جنسي، عشقی و يا توانايی خلاقيت جديد به وصالی نو، لذتی نو و يا افرينشی علمي، فلسفی نو دست زنيد. باری راه چيرگی بر ترسهای خويش اين است که ابتدا بر <ترس از ترس> خويش چيره شويد، با کمک شيوههای بالا با هراسهای خويش پيوندی نو، سرورانه و شاد برقرار سازيد و انگاه با انها دوستی کنيد و با شناخت منطق خرد و قدرت نهفته در ترس خويش او را به فرشته و ياور خويش مبدل سازيد. در برابر زيبايی انسانی اينگونه شکننده، قوی و مغرور ز خويش و قدرتهای خويش را کمتر کسی توانايی مقاومت است، چه معشوق يا رقيب. ترس زيبا و شيرين شويد.
www.sarzaminemeshki.blogfa.com
